الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

246

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

در باره او دارند ( * ( إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ) * ) . اما آنها به زودى وحشت او را از بين بردند و « گفتند : نترس ، دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى تعدى كرده » و براى دادرسى نزد تو آمديم ( * ( قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ ) * ) . « اكنون در ميان ما به حق داورى كن ، و ستم روا مدار ، و ما را به راه راست هدايت فرما » ( * ( فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ ) * ) « تشطط » از ماده « شطط » ( بر وزن فقط ) در اصل به معنى دورى زياد است ، و از آنجا كه ظلم و ستم انسان را از حق بسيار دور مىكند واژه « شطط » در اين معنى به كار رفته ، و همچنين به سخنى كه دور از حقيقت باشد اطلاق مىشود . مسلما نگرانى و وحشت داود در اينجا كم شد ، ولى شايد اين سؤال هنوز براى او باقى بود كه بسيار خوب ، شما قصد سويى نداريد ، و هدفتان شكايت نزد قاضى است ، ولى آمدن از اين راه غير معمول براى چه منظورى بود ؟ اما آنها مجال زيادى به داود ندادند و يكى براى طرح شكايت پيش قدم شد و گفت « اين برادر من است ، نود و نه ميش دارد ، و من يكى بيش ندارم ولى او اصرار دارد كه اين يكى را هم به من واگذار ! ، او از نظر سخن بر من غلبه كرده ، و از من گوياتر است » ( * ( إِنَّ هذا أَخِي لَه تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَعَزَّنِي فِي الْخِطابِ ) * ) . « نعجة » به معنى ميش ( گوسفند ماده ) است ، و به گاو وحشى و گوسفند كوهى ماده نيز گفته مىشود . اكفلنيها از ماده « كفالت » در اينجا كنايه از واگذار كردن است ( معنى جمله اين است كه كفالت آن را به من واگذار يعنى آن را به من ببخش ) . « عزنى » از ماده « عزت » به معنى غلبه است ، و مفهوم جمله اين است كه